العلامة المجلسي

246

حياة القلوب ( فارسي )

ودر حديث معتبر ديگر فرمود كه : نامش « عبد الأعلى » بود « 1 » . مؤلف گويد : ممكن است كه همهء اينها نام آن حضرت بوده باشد وبه همهء اين نامها أو را مىخوانده باشند . وبه سند معتبر از امام رضا عليه السّلام منقول است كه : چون نوح در كشتى سوار شد حق تعالى بسوى أو وحى فرمود : اى نوح ! اگر بترسى از غرق شدن هزار مرتبه لا اله الّا اللّه بگو پس نجات از من بطلب تا نجات دهم تو را وهر كه با تو ايمان آورده است ، پس چون نوح وهر كه با أو بود در كشتى درست نشستند وبادبانها را بلند كردند باد تندى بر كشتى وزيد ونوح از غرق شدن ترسيد وباد پيشى گرفت ونتوانست كه هزار مرتبه لا اله الّا اللّه بگويد ، پس به زبان سريانى گفت : « هلوليا ألفا ألفا يا ماريا اتقن » ، پس اضطراب كشتى تخفيف يافت وكشتى به راه افتاد . پس نوح گفت : آن سخنى كه خدا مرا به آن از غرق نجات بخشيد سزاوار است كه از من جدا نشود ، پس در انگشترش نقش كرد « لا اله الّا اللّه الف مرّة يا ربّ اصلحني » كه ترجمهء آن كلام سريانى است به عربى ، وبه لغت فارسي معنىاش اين است : « لا اله الّا اللّه مىگويم هزار مرتبه ، پروردگارا ! مرا به اصلاح آور » « 2 » . ودر كتب معتبره از وهب روايت كرده‌اند كه : نوح عليه السّلام نجّار بود واندكى گندم‌گون بود ورويش باريك بود ودر سرش درازى بود وچشمهايش بزرگ بود وساقهايش باريك بود وگوشت رانهايش بسيار بود ونافش بزرگ بود وريشش دراز وپهن بود وبلند قامت وتنومند بود ودر نهايت شدت وغضب بود ، وچون مبعوث شد هشتصد وپنجاه سال عمر أو بود ، پس هزار كم پنجاه سال در ميان قوم خود ماند كه ايشان را بسوى خدا دعوت مىنمود ، وزياد نشد ايشان را مگر طغيان ، وسه قرن گذشتند از قومش كه پدران مردند وفرزندان ايشان ماندند ، وهر يك از ايشان پسر خود را مىآورد در هنگامى كه أو خرد بود

--> ( 1 ) . علل الشرايع 28 ؛ قصص الأنبياء راوندى 84 . ( 2 ) . عيون أخبار الرضا 2 / 55 ؛ امالى شيخ صدوق 370 .